روش تدريس و کلاسداري براي مربيان ومدرسان  و شيوه هاي سخنراني براي سخنرانان

به مناسبت ارديبهشت ماه وهفته بزرگداشت مقام معلم و سالروز شهادت علامه وفيلسوف شهير وشهيدمان استاد مطهري (ره)  اين بحث را تقديم حضور همه آناني مي کنم که دل درگرو آموزش وآموختن به ديگران دارند و با نيت قربتاً الي الله در تلاشند که براي پيشبرد امر خطير آموزش گامي بردارند البته مقام شامخ معلم والاتر وبالاتر از آنست که چون مني بخواهيم درشأن ومنزلت آنان سخني بگوئيم ولي از باب لم يشکرالمخلوق لم يشکر الخالق بدينوسيله مراتب ارادت و تشکر خود را به خاطر همه بزرگواريهايشان  تقديم نموده و اين مقاله و اين موضوع را در اين ايام متذکر شده وتقديم مي کنم.

 يکي از نواقص سيستم هاي آموزشي  ما بکار گيري عده زيادي از  اساتيد، مدرسان ، معلمان ومربياني است که بدون گذراندن دوره هاي تربيت مدرس ويا تربيت معلم ويا تربيت مربي،  به آموزش دادن  فراگيران ودانشجويان خود پرداخته اند. اينگونه افراد  که بدرستي مراحل لازم ،براي امر خطير معلمي را طي نکرده اند وبلافاصله بعد از اخذ مدارک کارشناسي وياکمتر وبيشتر به استخدام نهادهاي آموزشي در مي آيند هم خودشان  وهم فراگيران آنها بامشکلاتي مواجه مي باشند . هريک از ما اگر به تجربيات دوران دانشجوئي ودانش آموزي خود سري بزنيم وآن ايام را بخاطر بياوريم خواهيم ديد که برخي از معلمان واساتيد ما در بيان مفاهيم درسي ويادر شيوه تدريس وکلاس داري خود بامشکلاتي مواجه بودند و به عبارتي ديگر کلاس آنها کلاس نبود  که، جنگ اعصاب بود . اينگونه مدرسان علي رغم اينکه از نظر علمي کمبود وکاستي نداشتند ودر رشته خود متخصص بودند ولي بدرستي قادر به تدريس وارائه مطلب به فراگيران  نبودند. در کلاس دچار استرس واضطراب مي شدند وبرخي شان خارج مي زدند وبرخي نيز کلاس درس آنها خشک وبي روح وبرخي هم کلاسشان به کلاس  جک وجفنگ تبديل مي شد وسال تحصيلي وترم که تمام مي شد تازه اول بدبختي فراگير بود. اينگونه مدرسان   در امر سنجش وآزمون گرفتن از فراگيران خود هم با مشکل مواجه بودند ايهنا در طراحي سوالات هم سئوالات مبهم گاهي اوقات سئوالات غلط و يا بي ارتباط به موضوع را طراحي مي کردند وخودرامضحکه ديگران مي کردند .و از اين غمناکتر زماني بود که نتيجه آزمون را به برد وياهمان  تابلو آگهي مي نمودند. اينجا بود که فراگيران غالباً برآشفته مي شدند وبرخي آشکار وگروهي نيز در دل خود به اينها بدوبيراه نثار مي کردند. متاسفانه نتيجه کار اينگونه معلمان ومدرسان هرچه باشد ،خيلي مناسب وشايسته نخواهد بود . حقير که خود سابقه تدريس در برخي از مراکز آموزش عالي رانيز دارم به صرف اينکه داراي يک مدرک تحصيلي مناسب با با محتوي آن رشته تحصيلي بودم ، به امرتدريس فراخوانده شدم وکسي از بنده سئوال نکرد که آقاي محترم شما چه مقدارساعت يا به عبارتي چند واحد درس  روش تدريس و معلمي را طي نموده اي؟ البته خوشبختانه بنده به اين امر واقف بودم که در اين زمينه کاستيهايي دارم ودر اولين فرصت يک دوره شش ماهه را دريکي از مراکز تربيت مربي سازمان آموزش فني وحرفه اي طي نمودم وموفق به اخد مدارک لازم شدم . در طول همين دوره بود که به نقايص وعيوب تدريس در مراکز آموزشي پي بردم وخودم را  نيزملامت مي کردم که چرا من بدون طي دوره تربيت مربي وبه صرف داشتن مدرک آکادميک به تدريس پرداختم وچرا قبلاً شيوه کلاس داري و معلمي را فرانگرفته ام . در حال حاضر از آنجائيکه باورداريم هنوز بسياري از مربيان ومعلمان داراي اين نقيصه هستند برخودم لازم دانستم اين تجربه را به همراه  دست نوشته هاي خود که از درس (پداگوژي)  يا روش تدريس يادداشت برداري کرده ام را به اينگونه عزيزان تقديم کنم اميد است مورد استفاده آنان قرارگيرد.

در اينجا چند پيشنهاد براي مدرسان ومربياني که بدون طي نمودن دوره هاي تربيت مربي  به امر آموزش دادن به ديگران مي پردازند ،رامتذکرمي شوم.

1)      کتاب روشها وفنون تدريس رابراي خود تهيه ومطالعه کنيد دراين کتابها  به همه مطالبي كه يك معلم بايد بدان توجه داشته باشد پرداخته شده است

2)     کتابهايي درزمينه  سنجش وارزشيابي آموزشي، تهيه ومطالعه کنيد دراين کتابها  همه مطالبي كه يك معلم در ارتباط با طراحي سئوال ونحوه اخذ آزمون وساير مطالب مرتبط بايد بداند  اشاره مي شود.

3)       : کلاسهاي را كه اجرا كرده ايد ارزشيابي كنيد ونواقص دوره را اصلاح كنيد ومجدداً اجرا وسپس ارزشيابي و اين فرايند به همين شكل تكرار  شود.

4)      کتابهايي در زمينه تكنولوژي آموزشي تهيه کنيد .

مقدمه: حضور وغياب ، يك معلم بايد الگوي خوبي باشد لذا بحث درست آمدن معلم خود يك شاخص است .فراگيران  شما مي توانند درطول يک درس حداكثر سه جلسه غيبت داشته باشيد كه براي آن هم نمره منفي در نظر گرفته  شود.براي بيش ازسه جلسه فراگير نبايستي نمره قبولي بگيرد . به او پيشنهاد حذف درس را بدهيد که زيان نکند والبته اينها را بايستي در يکي دو جلسه اول به آنان ياد آور شويد وبگوييد که اين تذکرات را در ابتداي دفترو جزوه خود بنويسند .

منابع درسي را به فراگيران يادآور شويد واز آنها بخواهيد که آنرا تهيه کنند . علاو براين منابع مرتبط باموضوع راهم براي مطالعه بيشتر ياد آوري کنيد.

نکات مهمي را که مي توانيد از درس پداگوژي که يکي از دروس دوره هاي تربيت مربي است و ذيلاً آمده است را مشاهده و مورد تأمل ودقت قراردهيد. پداگوژي  كلمه اي است يوناني به روسي هم نزديك است ولي اصل آن يوناني است.

تعريف پداگوژي: فن تعليم وتربيت افراد  جوان ونوجوان وكودك يا چگونگي انتقال مطلب را پداگوژي گويند. آندرو لوژوي:تعليم وتربيت بزرگسالان را آندرو لوژي گويند             در گذشته افراد مرفه فرزندان خود را نزد پداگوژيستها به آموزش مي سپرده اند .آيا معلمي هنر است ؟ بلي معلمي هم هنر است وهم ساير ويژگيها. عامل ذاتي آن بسيار مهم است وافراد بايد ذاتاً دوستدار وتوانمند براي تدريس ومعلمي باشند بايد به علم روز مجهز شويم وببينيد كه آيا هنر معلمي را داريد اگر نداريد برويد به سراغ كار ديگري وبي خود وقت خود را روي اين زمينه هدر ندهيد بايد اطلاعات داشته باشيد واطلاعات شما به روز باشد دراين دنياي امروز معلم بايد روبه رشد باشد ونگذاريد كه عقب بمانيد و از كلاس وفراگير عقب باشيد اطلاعات مربي با يستي دهها برابر هنر آموزوفراگير باشد. ارزش ما زماني محك مي خوردكه در ارائه مطالب جديد علمي سرآمد باشيم.درژاپن وقتي فرد از دانشگاه مدركي مي گيرد هر 5/1 سال بايد يكبار بيايد ودردانشگاه مربوطه مجدداً مورد ارزيابي قرار گيرد واگر ازآزمون سربلند بيرون آمد مدرك اورامجدد گواهي مي كنند.

فن يعني چه؟ يعني كار پرمهارت  آموزش وتجربه  نتيجه مي د هد      ← مهارت وفن

روش يعني چه ؟ طريقه انجام هركاري را روش انجام آن كار مي گويند.

حدود هفت روش تدريس داريم كه روشه با روحيات شما بايد سازگار باشد

تعريف تدريس: تدريس فعاليتي است آگاهانه كه براساس هدف خاصي انجام مي گيرد و دركا رچگونگي بكارگرفتن انتقال واستفاده ازهردانش وفني راتدريس مي نامند.

 تعريف روش تدريس: عبارت است از راه منظم با قاعده ومنطقي براي ارائه درس مي باشد. هدف از آموزش چيست ؟ تغيير رفتار دانش آموز وفراگير هدف از آموش است (در نتيجه تغيير نگرش)

در چه شرايطي دانش آموزيافراگير به درك كامل مي رسد؟

1) مطالب به طور كامل وصحيح  باشد2 )در مدت زمان مناسب ارائه شود3) بدون خطر ونقص باشد 4 ) تدريس از روي آگاهي باشد

ارائه كار توسط دانش آموز يا كار آموز بايد چگونه باشد؟  1) مطالب به طور كامل وصحيح  انجام دهد      2 )ر مدت زمان مناسب ارائه نمايد  3) بدون خطر ونقص انجام دهد     4 ) از روي آگاهي  ونه تقليد بتواند آموزش را باز آفريني كند          از كجا بايد فهميد كه تغيير در رفتارفراگير ايجاد شده است يانه؟ بايد دانش آموز در ميدان واقعي كار قرار گيرد ومثال آن فرديكه باز وبسته كردن يك وسيله را كه اگر قطعات آن را با هم درآميزيم ا وبتواند قطعات را شناسائي كند ومجدد آنرا بصورت كامل وصحيح  ببندد آنگاه مي توان گفت كه در رفتار اوتغيير ايجادشده است

چه عناصري درآموزش دخالت دارند بعبارتي ديگر اركان آموزش كدامند؟

1) مربي                                   2) فراگير                                                  3)اطلاعات                                                              4 ) بازخور

 نكته ) كلاس بايد فعال باشد . دركلاسي كه افراد ديدگاههاي خود رامطرح نكنند كلاس نيست؟

مربي مثل يك فيلتر عمل مي كند مثلاً مربي دروس مشكل را به تناسب كلاس توضيح وتعديل مي كند  و زماني ارتباط برقرار مي شود كه بتواند كلمات رادرست بيان كند از كلمات بگونه اي استفاده كنيد كه فراگير به درك كامل برسد

تعريف مربي :  مربي فردي است كه اطلاعات پراكنده رابراساس استاندارد جمع آوري كرده وبرمبناي ميزان استعداد فراگيران و درمدت زمان معين آنرا انتقال مي دهد.  در مقوله تعليم وتربيت وآموزش اساس ومحور كار و تلاشها همه وهمه فراگير ودانش آموز است. 50درصد مطالب درتيتر مطالب نهفته است.

شرايط مربي از نظر قوانين موثر در تدريس:     1) داشتن علاقه به رشته آموزشي خود           2) داشتن صبروحوصله درجهت انتقال اطلاعات ( عصبانيت خود را نشان ندهيم وهرگز پرخاش نكنيم) زيرا اين منتقل مي شود به طرف مخاطب راهي استاندارد براي همه مربيان وجود ندارد تا برعصابنيت خود غلبه كنند وهر شخصي به اقتضاي روحياتش نوع برخورد متفاوتي دارد ولي نكته مهم اين است كه بر اساس اصول صحيح و مبتني برعلوم رفتاري باشد.    3) تسلط كامل برعلوم وفنون مورد نياز     4) توانائي ايجاد نظم وانضباط در محيط آموزشي ( كنترل كار از دست شما خارج مي شود . اگر نتوانيد نظم وضوابط لازم را برقراركنيد   5) داشتن فن بيان خوب ومناسب ( معني كلمات رابدانيم ونقش كلمات رادرجمله بدانيم وبايد متناسب باافراد فراگير سخن گفت   6) توانائي برقراي وايجاد روابط خوب و صميمي بافراگير در حد استاندارد رفتار انساني ونه كمتر ونه بيشتر، زيرا افراط وتفريط موجب نتيجه هاي ناگوار مي شود. در حد يك انسان كه خليفه وجانشين خداست و ظرفيت افراد بايستي مد نظر قرارگيرد.  7) مثال آن راننده اي كه از كارخانه مي آمد دنبال استاد وانتظار داشت كه استاد براي او وديگران تبعيض قائل شود و به اوكمك غير منطقي ونادرست بكند.  8) رعايت هنجار هاي جامعه اي كه در آن قرار مي گيريم.

مربي درچه شرايطي مي تواند اطلاعات علمي خود راموثر تربه فراگير انتقال دهد؟

1) فراگير به او اعتماد واطمينان داشته باشد. به عبارتي مربي نزد فراگير اعتبارداشته باشد.   اعتبار وابسته به عوامل ذيل است (A) صلاحيت فني داشته باشد. (B)داشتن صداقت دركلاس (C) عينيت داشتن دركلاس براي فراگير

2) نداشتن بيان عاميانه  درميان فراگيران   ( در محيط كار وميان زيردستان عاميانه صحبت نكنيد) اطلاعات بدهيد و اخلاقيات ومنش وشخصيت را هم ارائه دهيد.

3) داشتن نظم وانضباط دركلاس آموزش    4 ) تن صداي مربي آهنگ داشته باشد زيرا تن صداي مربي تأثير زيادي دارد.

5) توجه به سطح اطلاعاتي فراگيران وميزان استعداد وتوانائي آنان ( فيزيكي، فكري)

  6) پرهيز از ايجاد سدهاي ارتباطي (A ) عوامل محيطي مثل گرما،سرما،صدا ونور   همه اينها بايد درحد استاندارد باشد نه كمتر ونه بيشتر    B)) عوامل دروني: هيجان ترس،خستگي اضطراب و فيزيك هردو طرف  ( C  ) محدوديت ادراكي: درك افراد منحصر به خود اوست بنابراين محدوديت درك افراد رادرنظر بگيريد.  ( D ) تخصص ومقام فرد رادرنظر بگيريد  ( E ) كم بودن اطلاعات    (F ) فزوني اطلاعات ،(  توضيح تكراري واضافي  وارائه اطلاعات زياد درفرصت كم)   (  G  ) وسعت مدار ارتباطي ( سئوال از يك نفر وجواب و صحبت چند نفر باهم  ( H  ) عدم تناسب وسيله وشيوه در برقراري ارتباط ( در يك فضاي باز ) طرف از اين شيوه خوشش نمي آيد بايد از نمايش كمك گرفت. ( I ) درك متفاوت از زبان اصلي ارتباط وتفاوت زبان و گويشها ، نگرش وفرهنگها ، تعصب وبطور كلي من چه مي گم اون چه ميگه؟  (  J ) عدم استفاده از كلمات بجا وقابل فهم

7 ) امنيت داشته باشد. ( شغلي مالي وجاني)  

فراگير درچه شرايطي مفاهيم آموزشي رابهتر درك ميكند؟    (A ) داشتن علاقه وانگيزه وشناخت ودرك علت فراگيري رشته آموزشي (انگيزه : نيروهاي دروني كه مارا دريك جهت خاص سوق مي دهد) تشريح علت فراگيري به علاقه وانگيزه كمك مي كند.  B فراهم بودن عوامل رفاهي C نياز بازار كار به حرفه آنها  D آمادگي روحي وجسمي وداشتن استعداد اوليه E برخورد مناسب استاد F توضيح كامل وتوجيه درمورد برنامه يارشته آموزشي

وضايف عمومي مربيان از ديدگاه سازماني چيست؟

A تقويت وپرورش قوه تفكر درفراگيران ( چگونه انديشيدن و انديشه را                                     ) و با سئوالاتي با  شروع اينكه به نظر شما ، به فكر شما ، به عقيده شما B ايجاد تفكر عملي ( ميدانيد ميز راچگونه درست مي سازند)  تخته ميخ ،رنگ و00 خوب شما كه ميدانيد پس بسازيدش 0 C ايجاد تفكر خلاق : با كنترل انتخاب رابه خودطرف واگذار مي كنيم D  ايجاد يگانگي وحس همكاري : عوامل موثر درايجاد يگانگي و انسجام عبارتند از: a      مربي در عدم تبعيض   b   ايجاد روابط اوليه همراه باعواطف  c پرورش گفتاري در كار آموزان ( مربي به عنوان الگو اگر خود بتواند ارتباط خوب برقرار كرده ودرست صحبت كند منتقل خواهد شد.                             

مطالعه وروشهاي آن  :

همه ما مطالع كرده ايم در مطالعه چه فرايندي صورت مي گيرد.؟ مطالعه از ريشه طلع يعني طلوع كردن است . براي جلوگيري از كم حافظه شدن بايد مطالعه كرد.

تعريف مطالعه:  مطالعه عملي است كه باتفكر همراه است وپرورش وبكار انداختن قواي فكري واخلاقي را به همراه دارد ونيز توانائي درخواندن سبب ورزيده شدن حافظه وموجب درك بهتر موارد درسي رافراهم ميسازد

براي مطالعه كردن چه روشهائي داريم؟

1) ايجاد انگيزه در فراگيران به طرق مختلف                                             2) يادداشت برداري وخلاصه نويسي                      

3) مرور مطالب دريافت شده                                                                   4) پرداختن به مطالب اصلي موضوع

مثلاً انگيزه فرد از مطالعه چيست؟ از آموزشگاه چه مي خواهد؟  در اينده ميخواهد چكار كند؟

آئين كلاسداري:

مديريت يعني هنر انجام كار بوسيله ديگران يعني اداره فرد وگروه  با استفاده ازديگران

وظايف مدير در امر كلاسداري  شامل برنامه ريزي، هماهنگي، سازماندهي ، كنترل وفرماندهي ورهبري وهدايت است علاوه برهمه اينها دركلاسداري بايد ايجاد انگيزه وارتباط را هم مد نظر داشت.   .      كلاسداري متفاوت است ازداشتن تخصص علمي براي آن رشته تفاوت رهبري با فرماندهي دراين است كه در رهبري شرايط فرد مقابل درك مي شود وعلاوه بر عقل برقلب آنان نيز فرمان مي راند داشتن عوامل روحي ورواني است كه موجب نفوذ كلام وقدرت رهبري در فرد مي شود.

1)توجه به اصول اوليه: شناخت فراگير از جهات مختلف ،از نظر فرهنگي واجتماعي ,اقتصادي وغيره

2) فراهم نمودن امكانات بطور مساوي: عدم تبعيض و توزيع همه چيز حتي پرسيدن ونگاه كردن وصحبت كردن وغيره بين فراگير

3 ) معين نمودن يك برنامه بسيار منظم براي آموزشهاي تئوري وعملي متناسب بااستعداد فراگيران.

4) داشتن اطلاعات صحيح  اين جزو وظايف تخصصي مربي ومعلم است مثال روانشناس انگليسي كه مي گويد براي 9سال اول زندگي هر فر كه موجب مي شود شخصيت فر شكل بگيرد. پس بايد اطلاعات غلط به افراد ندهيم در اول كلاس اطلاعات بگيريد وبدون شناخت وارد مطالب درس نشويم زيرا ارتباط مناسب برقرار نخواهدشد

 

طرح درس : طرح درس نقشه اجراي درس درهر جلسه شماست .در اينجا فرم طرح درس  در قالب يک فرم با چهار ستون ارائه شده البته تعداد سطرهاي آن

 

رديف

موضوعاتي كه بايد تدريس شود

وسايل مورد نياز وشرح موضوعات

زمان مورد نياز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جمع زمان به دقيقه

 

 

 

نكته: پرسشهائي كه درطرح درس قبلاً پيش بيني نشده است دردوره هاي بعد درطرح درس لحاظ شود.

روشها وفنون تدريس

1 ) عوامل موثر درتدريس:

  þداشتن اطلاعات   þ  داشتن صبر وحوصله þ توجه به عكس العملهاي كار آموزان خصوصاً در دروس تئوري þ  آشنائي باسدهاي ارتباطي وتوانائي برطرف نمودن آنها þ آشنائي با انواع تيپها دركلاس ونحوه برخورد با هر نوع þ توجه به نيازهاي كارآمو زان وپاسخگوئي به آن درحد امكان þ استفاده از وسايل كمك آموزشي خصوصاً در دروس عملي þ داشتن فن بيان þ رعايت زمان استراحت ،  زيرا دردرك  فراگيران بسيار موثر است. þ جايگاه وزاويه ديد بايد در موضعي كه قرار د ارد قادر به ديدن وشنيدن باشد.

در كلاس باافراد چگونه بايد رفتار كرد؟

چون  افراد حاضر دركلاس باهم يكسان نيستند وتقريباًدر هر پانزده ميليون نفر  دو نفررفتارشان  شبيه هم هست  وآن دو نفر هم معلوم نيست هركدامشان دركجاي عالم باشند پس بايد متناسب با خصوصيات هر يك از فراگيران ما رفتار ويژه اي داشته باشيم  ودر شان يك انسان كه خليفه الهي است  يك معلم بايد روانشانسي بداند ، بايد جامعه شناسي بداند در حد اطلاعات عمومي همه علوم رفتاري اطلاعات د اشته باشد. شخصيت انسانها تابع دو نو ع عوامل اصلي هستند يك عوامل ارثي ودوم عوامل محيطي    با افراد بايد طبق خصوصيات فرديشان رفتار كرد بايد افراد رابشناسيم تا بتوانيم  متناسب باشخصيتشان با آنها رفتار كنيم         þ    افراد انواع تيپها را دارا هستند  مثلاً لجباز ،پرخاشگر ،حراف ، كم حرف ،منزوي ، كند آموز ، تيز هوش  مثلاً فردكند آموز نياز دارد با صبر وحوصله  بيشتري نسبت به ديگران با متانت مطالب را برايش توضيح دهيم. þ  توجه به نيازهاي فراگيران   بنا به گفته مازلو انسانها داراي سلسه مراتب نيازهاي متفاوتي هستند

   شكل زير

زاويه ديدن وشنيدن : فراگيران با ديدن وشنيدن بايد مطلب را درك كنند  يعني اگر بتوان شرايطي را فراهم كرد كه همه بتوانند هم با چشم وهم باگوش خود مطالب رابگيرند آنگاه درك مطلب بهتر صورت مي گيرد 

انگيزه ، كنترل ، انضباط

نقش انگيزه دريادگيري : تعريف مجددي براي انگيزه ، يك نيروي دروني كه انرژي ايجاد مي كند وانسان را به سمت هدف سوق مي دهد.هدف چيست؟  آنچيزي است كه مي خواهيم به آن برسيم.

سه ضلع يك مثلث وقتي كامل است كه هر سه باشند وگرنه مثلث ديگر وجود ندارد. انگيزه وكنترل وانضباط سه ضلع آن هستند. ايجاد انگيزه بستگي به افراد و شرايط افراد دارد . چون انسانها باهم متفاوتند لذا موقعيت اجتماعي من وشما باهم متفاوت است وبراي ايجاد انگيزه بايد افراد راشناخت وشناخت از فراگيران پيش نياز است براي ايجاد انگيزه به خاطر داشته باشيد كه مربي زماني كارآمد است كه بتواند ايجاد انگيزه كند مثلاً دربرخورد باجوانان بايد دقت نمود كه در چه شرايط سني وفكري وفرهنگي هستند آنگاه به اقتضاي آن شرايط درآنها ايجاد انگيزه كنيد.

زماني كه خود محصل بوده ايد چگونه درشما ايجاد انگيزه چه منفي وچه مثبت صورت مي گرفت است .نخستين هدف مربي كارآمد ايجاد انگيزه است.دانش آموزان وفراگيران درسنين جواني ونجواني حساسترند .

راه كارهاي ايجاد انگيزه درفراگيران:

1 ) دركلاس جوي راايجاد كنيد كه فراگيران احساس كنند مورد حمايت قرار مي گيرند.

2 ) مطالب يادگيري وتكاليف بگونه اي باشد كه ارزش صرف وقت را داشته باشد

3) كلاس را سر زنده نگهداريد و نگذاريد بي روح شود وفراگيران راازپيشرفتشان آگاه سازيد وسعي كنيد  كه خودشان دريادگيري دخالت ومشاركت فعال داشته باشند.

4 ) فراگيران بايد بدانند چه كارهائي انجام دهند و درچه زماني انجام دهند

5 ) مي توانيد از انگيزش وعلايق وايده ها وطرز فكر آنان در پيشبرد آموزش بهره بگيريد. و سعي كنيد مطالب رابه شيوه اي جديد آموزش دهيد، مواد آموزشي جديد به كلاس بياوريد و جاي شاگردان را عوض كنيد .

6 ) تلاش كنيد به هنگام تدريس به آنها شخصيت بدهيد ، با نام خانوادگي آنهارا صدا بزنيد  ( بانام كوچك ونامهاي نامناسب صدا نزنيد  اما گر بانام كوچك صدا زديد باشما خودماني تر مي شوند ولي معايبي نيزدارد كه درصورت ظرفيت داشتن وسوء استفاده نكردن آنها مي توانيد ازنام كوچك آنها هم استفاده كنيد  راجع به علايق آنها و فعاليتهاي فوق برنامهاي آنها مطلع شويد ( تعريف كنيد البته حلت تملق گوئي به خود نگيرد. 7 ) تلاش كنيد اعتمادكلاس راجلب كنيد  با ( دقت درتهيه مطالب آموزشي باكيفيت جديد وبه روز همچنين جدي بودن دركار البته جدي بودن با خشك بودن وديكتاتوري فرق دارد  علاوه براين استفاده از تكنيك هاي صحيح آموزشي ، همدلي واحترام ومنصفانه عمل كردن ، و عدالت درهمه چيز به شما كمك خواهد كرد )( جدي بودن موجب مي شود به شما اعتماد كنند)

نقش انضباط دركنترل كلاس

▲) اگردربوجود آوردن انگيزه قوي درفراگيران موفق باشيم ديگر تابه آنجا كه به رفتار فراگيران دركلاس مربوط مي شود نگراني نخواهيم داشت. كلاس درس بايد تحرك داشته باشد بگذاريد باهم مباحثه كنند و اگر چنين نباشد ديگر كلاس درس نيست.

▲) در كلاس ي كه فراگيران درآن مجال صحبت كردن نداشته باشند ديگر آن را نمي توان كلاس درس بحساب آورد و مربي مسئوليت دارد كه جو كلاس رابه سمت يادگيري سوق دهد و معمولاً در كلاسي كه قيل وقال وبي نظمي وجود داشته باشدياد گيري تحقق نمي پذيرد. در اين كلاس بستگي دارد كه حد سكوت وتا چه حد نظم حكمفرما باشد بستگي به نوع كلاس دارد. دركارگاه فراگيران بيشتر بايد گفتگو كنند و تحرك داشته باشند

▲) جلسه هاي سخنراني مستلزم توجه دقيق وجلسه هاي بحث بايد باگفتگوهاي هدفدار همراه باشد

▲) جلسه هاي كه فراگيران دركارگاههاي فني كا مي كنند شبيه به كار دربخش تجاري وصنعتي ،مسايل زيادي اتفاق مي افتد كه انتظار مي رود ،بيشترفعاليتها درجهت كاري باشد كه فراگيران دردست دارند و بايد آنرا ياد بگيرند.

▲) مربيان تازه كار گمان مي كنند آزاد بودن در كلاس يعني هرچه مي خواهي اتفاق بيافتد . اين قبيل مربيان خيلي زود كنترل كلاس را ازدست خواهند داد.نظم وترتيب دركلاس لازم است و منظور ازآزادي اين است كه مربي بايد فراگيران را دركلاس براي يادگيري تشويق كند نه اينكه قدرت فكر كردن را ازوي سلب كند در يك كلاس آزاد فراگيران تشويق مي شوند نظراتشان را بيان كنند بدون اينكه واهمه اي ازاز خطاهائي كه سهواً مرتكب مي شوند داشته باشند.بدون شك حفظ انضباط شديد و بسيار دقيق در كلاس به نفع فراگيران است برعكس تدريس از روي بس نظمي وبي بند وباري  مي تواند زيان آور باشد.

نتيجه : سلامت رواني فراگيران درسايه آموزشي منظم و كنترل دقيق كلاس تضمين مي شود وآنرا انضباط دمكراتيك مي ناميم.

بحث انضباط شخصي بهترين نوع انضباط شخصي است واگر مربي بتواند به فراگيران بياموزد كه خودشان مسئوليت يادگيري شان را برعهده بگيرند وانجام دهند ،موفقيت بزرگي نصيبش شده است

راهكارهاي كه مي تواند مربي به فراگيران كمك كند دركارهايشان انضباط فردي داشته باشند:

▲) به شاگردان كمك كنيد تا يك سري اصول رفتاري رابرايخود بوجود آورند.

▲) به شاگردان كمك كنيد تا ملاكهاي رفتاري رابراي خود بهبود ببخشند ( طي يك فرايند آهسته)

▲) از اجراي دقيق مقررات بعنوان ابزاري در انجام كاراستفاده كنيد زيرا مي آموزند كه چگونه منضبط باشند.

روشهاي كلي تدريس درنظام آموزش چيست؟ روشهاي تدريس رابطور كلي به دو روش 1) روشهاي فعال و2 ) روشهاي غير فعال تقسيم مي كنند 7 قبل از پرداختن به اين روشها بايد به اصولي بنام قوانين يادگيري بپردازيم.در روشهاي فعال فراگيران بايد توليد كننده انديشه باشند و نه مصرف كننده .

قوانين يادگيري:

1 ) قانون اثر ونتيجه: هرچه موضوع يادگيري در كار وزندگي فرد بيشتر موثر باشد . به عبارتي ديگر هرچه راكه نتيجه واثرش  در زندگي فرد بيشتر باشد شخص نسبت به آن موضوع علاقه مندي بيشتري نشان مي دهد  ( امروزه در سازمان ما آموزش مي دهيم تا در آينده شغل داشته باشند)

2) قانون آمادگي : هم ازلحاظ روحي وهم از لحاظ جسمي بايد فراگير آمادگي را داشته باشد هر چه آمادگيهاي مختلف فراگير بيشتر باشد يادگيري بيشتر است.

3) قانون تكرار: تكرار وتمرين درحد متعادل باشد نه كمتر ونه بيشتر

عوامل ديگري كه موجب تشديد دريادگير مي شوند عبارتند از:

1) شدت اثر ، هرچه شدت اثر ونتيجهبيشتر باشد ياد گيري بيشتر خواهد بود و هرچه شدت اثر كمتر باشد  ياد گيري كمتر اتفاق مي افتد  2) كاربرد : اين به قانون تكرار وتمرين برمي گردد هرچه كاربرد بيشتر يادگيري بيشتر خواهد بود وبلعكس

3 ) عامل پيش نيازها : به قانون آمادگي ارتباط دارد  هرچه پيش نيازها بيشتر رعايت شود يادگيري بهتر صورت خواهد گرفت.

4)پيوستگي مطالب : هرچه پيوستگي مطالب بيشتر يادگيري بهتر خواهد بود وبلعكس

5)  وضوح مطالب : هرچه وضوح مطالب بيشتر باشد بديهيست كه يادگيري بهتر خواد بود.

6) انتقال صحيح :     7 ) تازگي مطالب    8) استفاده از تكنولوژي آموزشي   هرچه اين عوامل بيشتر وبهتر باشد يادگيري  بهتر صورت مي گيرد. ميزان حواس دريادگيري به شرح ذيل است: بينائي 83%  شنوائي 11% بويائي 5/3% چشائي 1%  بساوائي5/1%  تعاريف آموزش: فراگيري معلومات ودانشها يا شيوه عملكرد يا تغيير رفتاري موجود است و روش رفتاري همان كاربرد معلومات بدست آمده و مهارتهاي آموخته شده است  آموزش واقعي آن است كه توانائي   تعريف آموزش از ديدگاه افلاطون: هر جامعه اي خواهان تعالي وترقي است،و خواهان تغييراتي درتمام ابعاد و ايجاد تحول در جامعه خويش است،لذا براي ساختن جامعه اي سالم و نوبايد انسانهاي سالم ونو ساخت  :   نتيجه: البته زماني آموزش داراي ارزش واقعي است كه اولاًدر جامعه بكار آيد و سپس تحولي در جهت ابتكار وخلاقيت بوجود آورد 


چگونه روي نكات مهم تكيه كنيم ؟ با تغيير لحن صدا ، باتأ كيد وتكرار

چگونه بايد تعليم داد: مراحل چهار گانه آموزش:            بكار گماردن          آزمايش نمودن            مطلع ساختن                        آماده ساختن

مرحله اول آماده ساختن

راحتي فراگير رافراهم كنيد

نوع كار يا موضوع رابيان كنيد

ببينيد از اين كار چه ميداند

علاقه به ياد گرفتن را دراو ايجاد كنيد

براي او جاي مناسبي در نظر بگيريد

مرحله دوم مطلع ساختن

شرح بدهيد ،نشان بدهيد ويا به طريق مناسب موضوع را روشن كنيد و قسمت به قسمت پيش برويد با استفاده از طرح درس روي نكات مهم تكيه كنيد  

بطور كامل وبا صبر وحوصله تعليم دهيد

اطلاعات اساسي راباسرعت مناسب پخش كنيد

 

مرحله سوم آزمايش نمودن

از او بخواهيد كار ياموضوع راشرح بدهد ( يادگرفتيد)

اشتباهات رادرهمان آن تصحيح كنيد

در موقع تكرار كار مطمئن شويد تا تمام نكات مهم را فهميده  است

ادامه دهيد تا اطمينان حاصل كنيد  كه ياد گرفته است

 

مرحله چهارم بكار گماردن

مسئوليت اورا تعيين كنيد      شخصي راكه به كمك خاهد كرد به او معرفي كنيد        تشويق نمائيد آنچه را نمي داند بپرسد          تا موقعي كه ضرورت دارد مراقب اوباشيد     ( هرزماني كه از شما اطلاعات خواست به او بدهيد و حتي بعد از اتمام دوره  )

 

مهارتهاي فرايند تدريس،: مهارتهاي فرايند تدريس شامل : قبل وحين وبعد ازتدريس

)  مهارتهاي پيش ازتدريس:  دراينجا بحث آماده سازي مطرح است كه براي آماده سازي عوامل زير پيش نياز آن است

1 ) ايجاد انگيزه واشتياق  ) صحبت كردن درزمينه هاي مورد توجه وهمچنين در باره آينده رشته درسي مورد علاقه و دادن زمان مناسب جهت پاسخگوئي به سئوالات فراگيران  مهم است

2) ايجاد وحفظ امنيت فراگير كه بوسيله استفاده از لباس كار مناسب و يا عوامل ديگر در محيط كار و نيز دستورالعملهاي ايمني كارگاه از بروز حوادث جلوگيري مي شود

3) از نظر نور وسرما وعوامل فيزيكي و حفظ شرايط مطلوب و نيز در دسترس قرار دادن ابزار آلات مورد نياز براي فراگير.

4 ) آماده نمودن طرح درس جهت آموزش به فراگيران  ( درباره اهميت داشتن طرح درس قبلاًصحبت شده است. البته براي تهيه طرح درس بايد به استاندارد كارگاه خود تسلط كامل داشته باشيد.

تعريف استاندارد آموزشي: مجموعه اي مطالب آموزشي كه بعنوان سياست اصلي ويا هدف كلي هر رشته تدوين شده است.

استاندارد مشخص مي كند كه چه مباحثي درچه زماني وباچه ابزاري و چه نوعي بايد تدريس شود و نيز هدفهاي رفتاري از اين آموزش مشخص مي شود

مهارتهاي ضمن تدريس:  مربي بايد درمحيط آموزشي بگونه اي عمل كند كه از هر حيث موفقيت نسبي راكسب نمايد و اين حاصل نخواهد شد مگر اينكه آشنا به روشهاوفنون تدريس  و پيشرفت علوم مطابقت داشته وباشد.  درنظام آموزشي  متوجه ومتمايل به فراگير باشد نه اينكه هرآنچه را مي خواهيم به وي تحميل نمائيم  واگر اينگونه باشد به پايان رساندن آنيا محال است و يا اگر به پايان برسد نتيجه مطلوبي نخواهيم گرفت ازخصوصيات ومهارتهاي ضمن تدريس مربي مي توان به مواردي اشاره كرد :

▲)  حفظ شخصيت واحترام مربي ، يكي ازمهارتهاي شما اين است كه به وسيله دوعامل ،يكي احترام به شخصيت خو وديگري احترام به شخصيت فراگير حاصل مي شود.

▲) برقراري ارتباط كلامي وغير كلامي با كارآموران

▲) فروتني وادب ، ادب نوعي صبر وشكيبائي در مقابل مشكلات ديگران و احساس كمك وهمدردي با آنهاست

▲) بيان كافي  ولازم مطالب درسي ، بديهي است مطالب ارائه شده در چهار چوب استاندارد درسي خواهد بود

▲) اجتناب ودوري از ارائه مطالب غير درسي ، بعضي ها مطالب غير درسي را در كلاس مطرح مي كنند ونيات مختلفي دارند ويا از روي عدم آشنائي به فنون تدري اينگونه عمل مي كنند  كه در نتيجه پي آمدهاي خوبي بدنبال ندارد.

▲) اجتناب ودوري از خلط موضوعات : عدم رعايت فرايند منطقي طرح درس وبي توجهي به فرايند درست ارائه مطلب موجب مي شود كه مربي در ارائه مطالب دچار  بهم ريختگي مطالب شود وفراگير مطالب راباهم اشتباه مي گيرد ونمي تواند طبقه بندي درستي

از آن درذهن خود بوجود آورد.

▲) كيفيت بيان مطالب خيلي مهم است و نبايد با پرداختن به مطالب كم اهميت نكات اساسي درس را به فراموشي سپرد

▲) قدرت ذخيره سازي وانتقال ذهن بايد درحد بالائي باشد  تا درانتقال مطالب وآموخته هاي از توانمندي خوبي برخوردارباشيد.

▲) ارتباط با دانشآموزان بايد بگونه اي باشد كه آنها راشريك در ديدگاههاي خود بدانيم  ومطالب مربوط به آنها است

▲) هنگام سخن گفتن براي خود مقدمه ومدخل بحث را تهيه كرده وبابيان شيوا و سنجيده سخن بگوئيد  ودر بيان مطالب تأ مل وتأني كافي داشته باشيد و بصورت عجولانه وجويده جويده مطالب را بيان نكنيد

▲) نوشتن  نكات مهم درس كه احتمال فراموش كردن انها وجود دارد

▲) بررسي متون عرضه شده به فراگير نيز از اهميت بالائي برخورداراست

▲) بيان محمورهاي اصلي ونكات مهم وكليدي  وكليد واژه ها نيز مورد توجه مربي باشد

▲) ارجاع اطلاعات كافي به فراگير و منابع ومأخذ مطالب را ارائه نمائيد واورا براي مطالعه مطالب مفيد راهنمائي كنيد

تقاضا ها ونيازهاي كلي وعمومي در پداگوژي :  هدف از اين كار آماده سازي فرد براي زندگي اجتماعي وبقاء زندگي وتأمين معاش مي باشد  تا اصالت وجاودانگي اجتماع باقي بماند كه اين هدف درپداگوژي هدفهاي عمومي ويا تعليم وتربيت ناميده مي شود واز طريق اين اهداف خود راغ دراجتماع به توانائيهاي زير قادر مي سازد

1 ) بتواند بطور انتقادي در راستاي حل مسائل نظر بدهد    2 ) روش استدلال آنها عقلائي ومنطقي باشد  3 ) بطور مستقل وبدون دخالت ديگران بتواند تصميم بگيرد.  4) اقدامات انها مستدل باشد.

نتيجه :  نتيجه مي گيريم آنچه دربالاذكر شد اگر در شما تحقق يابد با افراد ديگر بر اساس همكاري عمل مي كنيد

چگونگي برخورد باديگران :  در بخش پداگوژي چگونگي ونحوه ....... ( مثال اجازه سخن گفتن ، انفرادي سخن نگفتن  افراد

تك روي نكند ، باافراد خاص دركلاس روابطي خاص برقرار نكند

 كليات روشها وفنون تدريس :

نام موضوعات: روشهاي غير فعال( خصوصيات انواع ) روشهاي فعال ( خصوصيات انواع )

1 ) فهم ودرك را بالابرده وبه روحيات وصفات ديگران پي ميبريم

2 ) مي آموزيم كه ديگران راجدي بگيريم وبراي سخنان آنها ارزش قائل شويم

3 ) آمادگي براي تبادل افكار رافراهم ميسازد  4 ) جلوگيري از پيش داوريها ( كه مشكلات زيادي رابراي فرد وجامعه ايجاد مي كند)

5 ) پيشگيري از سوء تفاهم  6 ) سبب افزايش ظرفيت ها وبرطرف شدن بسياري از نقاط صعف مي شود.  7 ) صداقت وشجاعت افراد را براي بيان عيوب خود افزايش مي دهد و باعث مي شود كه به رفع اين عيوب بپردازيم. 8 ) به نقاط ضعف فراگيران وهمكاران خود واقف شده ووبراي تقويت آنان كمك ميكنيم 9) با رعايت اين قوانين تغييرات جدي ومثبتي دررفتار واعمال فرد ايجاد شده كه درتمام حركات وي قابل روئيت ومشاهد مي باشد مثال ( با افرادي كه ازنظر فكري با ما هماهنگ نيستند جنبه تدافعي به خو.د  نمي گيريم وموقعيت خود را درنظر مي گيريم.

1) سبب انتقال نقاط مثبت درافراد مي شود  2 ) سبب مي شود اطلاعات صحيح بدهيم   3 ) سبب مي شود اطلاعات صحيح بگيريم   4 ) به نقاط ضعف خود پي مي بريم ودر سدد رفع آن برميآئيم 5 ) خود را زاديدگاه ديگران مورد ارزيابي قرارمي دهيم

چگونه فراگيران خود رابشناسيم؟ همه چيز بايك سئوال شروع مي شود و درمرحله بعد زير نظر داشتن اعمال ورفتار فرد  و دردوره هاي مديريت راه هاي ديگري هم داريم

1 ) با افراد درتماس باشيم  2 ) افراد راازلحاظ ظاهري وخانوادگي و فرهنگي شناسائي كنيم  3) به افراد علاقه نشان دهيم

سلسله مراتب دوست داشتن ومحبت  1توجه 2واكنش3ارزشگذاري4سازماندهي ارزشها5تبلور دروني شدن محبت

روشهاي تدريس:  روش تدريس غير فعال يا سنتي يامعلم محوري يا معلم مركزي  

ويژگيهاي عمده روش غير فعال     1 ) عمده يادگيري را مبتني برنيروي ذهني انسان استوار ساخته وانسان مي تواند بوسيله نيروي حافظه مطالب درسي رابه ذهن بسپارد ودرماقع لازم يادآوري كند

2)تدريس بطور دسته جمعي و يكسان براي عموم شاگردان انجام مي گيرد و به تفاوتهاي فردي از نظر هوش واستعداد و قدرت يادگيري آنها توجهي نمي شود 3) نظم ومقررات كلاس معمولاً به وسيله تهديد ، ترساندن و تنبيه و درنتيجه ايجاد روحيه بندگي را بدنبال دارد.  4) دانش آموزان وفراگيران تمايلي به ابتكار وخلاقيت از خود نشان نمي دهند  5 ) وسيله تدريس عموماً معلم و جزوه بوده و از وسايل سمعي وبصري و تجربي ديگرو يا تكنولوژي آموزسي  استفاده   نمي كنند

6 )اثرات روشهاي غير فعال پايدار نبوده وآموخته هاي فراگيران پس از امتحان بدست فراموشي سپرده مي شود ودرزندگي آينده آنها كاربردي ندارد

انواع روشهاي غير فعال (سخنراني توضيح دادن ومكتبخانه اي)

1) مكتبخانه اي : در روش مكتبخانه اي با ذكر مثالها وغيره از گذشته

2 ) توضيحي : روشي است كه معلم مي گويد ودانش آموز مي نويسد اين شيوه به نامهاي تحرير وتقرير ، شفاهي ومعلم مركزي نيز شهرت دارد در اين شيوه معلم مطالب درسي رابا نوشتن عناوين و رئوس مطالب روي تخته آنرا براي شاگردان با استفاده ازكتاب وبيانات معلم و يادداشت برداري دروس مربوطه را فرامي گيرد اين شيوه مبتني بر حافظه است.

                بزگترين عيب اين شيوه آن است كه بيشترين وقت كلاس به سخن گفتن معلم مي گذرد و نتيجتاً فراگير منزوي وبيكار و نيز اشتغال مداوم معلم در پاي تخته موجب مي شود  كه فراگير ساكت ومحدود شده لذا شروع به شيطنت مي كند و معلم ناگزير است كه استبداد بيشتري برقرار نمايد كه نتيجه حس كينه توزي و انتقام از سوي فراگير ان و معلم خواهد شد براي رفع اين معايب وتبديل روش غير فعال به فعال بايستي ساعات تدريس توضيحي طولاني نباشد و معلم دلنشين سخن بگويد درضمن تدريس سعي نمايد با طرح سئوالات وپرسشها و پاسخ دادن به سوالهاي دانش آموزان آنهارابه فكر كردن وادار سازد ، شاگردان را براي نوشتن عنوانهاي روي تخته شريك ساخته تا تحرك در كلاس ايجاد شود و از وسايل سمعي وبصري استفاده نمايد

3 ) روش سخنراني : اين شيوه معمولاً دركلاسهاي پر جمعيت يا براي طرح يك مسئله عمومي براي تعداد زيادي شنونده ونيز براي استفاده از استادان و سخنرانان برجسته كه فرصت لازم رابراي تدريس دركلاسهاي كوچك ندارند بكار مي رود . در اين روش كم وبيش سخنران بي وقفه صحبت وشاگردان به سخنان او گوش داده وبي يادداشت برداري مي كنند . پس مي انديشند ولي معمولاً با اوگفتگو نمي كنند استاد يا معلم در اين جلسات ترجيح مي دهد سخنانش قطع نشود و تاپايان ادامه دهد  اينگونه سخنرانيها را مي توان به مطالبي كه از طريق راديو ويا تلويزيون بطور يكطرفه پخش مي شود تشبيه نمود. براي استفاده از روش سخنراني بهتر است به اين نكات توجه شود.

1) هدف وموضوع و عنوان سخنراني قبلاً مشخص شده باشد

2 ) بهتر است درپايان سخنراني براي پاسخ به سئوالات زماني رادر نظر گرفت

3) سخنران ودانشجويان در باره موضوع از قبل تاحد كافي مطالعه داشته باشند

4) سخنران بايد ميزان تحصيلات ، تجربيات ، اطلاعات وسن و ديگر خصوصيات فرهنگي واجتماعي افراد مستمع را در نظ گرفته باشد   5) در صورت امكان از وسايل سمعي و بصري نظير فيلم واسلايد وپوستر وغيره استفاده شود

6 ) براي جلوگيري از خستگي شنونده ها در صورت امكان از مثالهاي زنده وشوخي هاي مناسب با درس استفاده شود

7 صدا واشارات و حركات به هنگام سخنراني ازعوامل مهم وموثر است  8 ) اگر مطالب سخنراني شما متفرق ومتنوع و مفصل باشد تمركز فكري شنوندگان از بين مي رود  9 ) مكان سخنراني از لحاظ عوامل فيزيكي مناسب باشد   10 ) سخنران نبايد از بي توجهي وبي اعتنائي احتمالي شنوندگان ناراحت شود  11 ) سخنران بايد وقت خود را براي قسمت هاي مختلف سخنراني تقسيم كند

اجزاء سخنراني :  1 ) مقدمه : موضوع ، هدف ، زمينه سازي و مدخل بحث   2) متن اصلي سخنراني  شامل شرح موضوع ، پايه واصل موضوع سخنراني  3 ) نتيجه گيري وجمع بندي مطالب  شامل خلاصه ، راهكارها ، نتيجه ، وپيشنهادات    براي يك سخنراني سي دقيقه اي 5 دقيقه مقدمه  و20دقيقه متن اصلي  و5 دقيقه نتيجه گيري  و جمع بندي داشته باشيم  بايد وقت راتقسيم كرد .

والسلام 


صفحه اصلی