به مناسبت ارديبهشت ماه وهفته بزرگداشت مقام معلم و سالروز شهادت علامه وفيلسوف شهير وشهيدمان استاد مطهري (ره) اين بحث را تقديم حضور همه آناني مي کنم که دل درگرو آموزش وآموختن به ديگران دارند و با نيت قربتاً الي الله در تلاشند که براي پيشبرد امر خطير آموزش گامي بردارند البته مقام شامخ معلم والاتر وبالاتر از آنست که چون مني بخواهيم درشأن ومنزلت آنان سخني بگوئيم ولي از باب لم يشکرالمخلوق لم يشکر الخالق بدينوسيله مراتب ارادت و تشکر خود را به خاطر همه بزرگواريهايشان تقديم نموده و اين مقاله و اين موضوع را در اين ايام متذکر شده وتقديم مي کنم.
يکي از نواقص سيستم هاي آموزشي ما بکار گيري عده زيادي از اساتيد، مدرسان ، معلمان ومربياني است که بدون گذراندن دوره هاي تربيت مدرس ويا تربيت معلم ويا تربيت مربي، به آموزش دادن فراگيران ودانشجويان خود پرداخته اند. اينگونه افراد که بدرستي مراحل لازم ،براي امر خطير معلمي را طي نکرده اند وبلافاصله بعد از اخذ مدارک کارشناسي وياکمتر وبيشتر به استخدام نهادهاي آموزشي در مي آيند هم خودشان وهم فراگيران آنها بامشکلاتي مواجه مي باشند . هريک از ما اگر به تجربيات دوران دانشجوئي ودانش آموزي خود سري بزنيم وآن ايام را بخاطر بياوريم خواهيم ديد که برخي از معلمان واساتيد ما در بيان مفاهيم درسي ويادر شيوه تدريس وکلاس داري خود بامشکلاتي مواجه بودند و به عبارتي ديگر کلاس آنها کلاس نبود که، جنگ اعصاب بود .