طرح تحول اقتصادي علاوه بر طرفداراني كه در ميان اقشار فرهیخته وعموماً دانشجویان , دانشگاهیان وخصوصاً اساتید اقتصادی دانشگاههای مختلف دارد از مخالفینی نیز در میان طبقاتی خاص برخوردار است .مخالفین  اجرای طرح تحول اقتصادی را می توان از منظرهای مختلف سیاسی ,اجتماعی ,اقتصادی و غیره دسته بندی نمود و سپس به تحلیل دیدگاههای آنها پرداخت . با اغماض از دیدگاههای سیاسی ؛ اقتصادی و اجتماعی آنها ,در یک نگاه کلی تر  می توان مخالفین اجرای طرح تحول اقتصادی دولت نهم را به  چهار گروه عمده طبقه بندی نمود. 
 

گروه اول: دلسوزاني از ميان طبقات مختلف جامعه: اين گروه که اکثريت به اصطلاح  مخالفين طرح تحول اقتصادي را تشکيل مي دهند, نه با هدف طرح تحول اقتصادي ونه با اجراي آن مخالفند,  اينها براي شيوه اجرا  وچگونگي آن بحث ومجادله مي کنند .اينها عمدتاً مخالفتشان به دليل ترس از عدم توفيق دولت مردان دررسيدن به اهداف اين طرح  مي باشد. اين گروه  نسبت به نفس طرح تحول اقتصادي مخالفتي ندارند ولي از آنجا ئيکه,براي اين انقلاب رنجها وزحمات طاقت فرسائي را متحمل شده اند  نسبت به انقلاب ودست آوردهاي آن ومنافع مردم بسيار حساس هستند و حاضر نيستند روزي شاهد عدم توفيق دولتمردان نظام اسلامي در اين مقوله بسيار مهم باشند بنابراين به طرق گوناگون مخالفت خود رابيان مي کنند . اينها معتقدند بايد کار با احتياط لازم و با مطالعه عميق وهمه جانبه صورت بگيرد تا خداي نا خواسته شاهد شکست اين طرح مهم وسرنوشت ساز نباشيم. حرف اينها از سر دلسوزي است . بنا براين ,نبايد اينگونه  گفتمان ها را به حساب مخالفت با طرح به حساب آورد بلکه بايد به آنها گفت که جانا سخن اززبان ما مي گوئي. حرف ما هم همين است ولاغير موضوع همان مثل معروف عنب و انگور است .

 گروه دوم : شکست خوردگان انتخابات گذشته:اين گروه از مخالفين هم عموماً نه با نفس طرح تحول اقتصادي و نه با هدف آن مخالفند ولاکن با زمان اجرا و مجري آن درحال حاضر مخالف هستند . اينها در نشست هاي درون حزبي ومحرمانه خود اينگونه تحليل مي کنند که اگر دولت نهم بتواند اين طرح را با موفقيت به مورد اجرا بگذارد ما بايدآرزوي رسيدن دوباره به قدرت را فقط درخواب ببينيم و لذا مي بينيم که در تحليلهاي عمومي وغير محرمانه خود و دررسانه هاي مختلف وهرجائيکه  بلندگوئي و يا گوش مفتي برايشان فراهم شود دادسخن سرمي دهندکه وااسفاچه نشسته ايد که اين طرح  نپخته وخام است وبايد پخته شود و ... وچرا عجله مي کنيدو از اينگونه ادعاها ! .  بايد ازاينها پرسيد که ,چرا عليرغم تاکيد قوانين برنامه  مبني براجرائي کردن اينگونه سياست هاي اصلاحي , شما و هم گروهايتان در روزي که بر اريکه قدرت لم داده بوديد وگاهي از فرط بي تحرکي چرت مي زديدو گاهي هم خوابتان مي برد وفراموش مي کرديد که اقشار محروم جامعه زير چرغ طرح هاي به اصطلاح توسعه اي شما له مي شوند , چرا آنزمان علي رغم تأکيدات مکرر وفراوان دلسوزان نظام مبني بر لزوم گسترش عدالت همراه باتوسعه شما آنزمان هيچ طرح عدالت محوري را به مجلس نياورديد؟ وهيچ جسارتي براي انجام چنين کارهاي بزرگي نداشتيد؟ . آنچه مشخص ومعلوم است ,ما تا سياستمداران بي رمق وبي حالي چون شمارا دررأس کار داشته باشيم نخواهيم توانست به اين آرزوي ديرينه ملي خود دست يابيم. متأسفانه اينها از همه بيشتر سروصدا راه انداخته اند وبيشتر وامصيبتا سرداده اند., ولي خود مي فريبند, واکثريت قاطع خواص و همچنين عموم مردم فريب اينگونه شانتاژ هارانمي خورند.اينها بنا دارند با سنگ اندازي در راه قانوني شدن واجرائي شدن طرح تحول اقتصادي در دولت نهم براي انتخابات دهم رياست جمهوري دست آويزي تبليغي براي خود داشته باشند و در انتخابات آتي ادعا کنند اين دولت نهم بود که نتوانست طرح تحول اقتصادي را چنين وچنان کند و ما اگر به قدرت برسيم طرح تحول اقتصادي را چنين وچنان خواهيم کرد واز اين دست ادعا هاي کذب.  شايدهم اينها از دولت نهم انجام دادن کارهاي بزرگ وجسارت عبور از موانع را ياد گرفته باشند . گفتم شايد. . . ,ولي تجربه مي گويد که انجام اين کارهاي بزرگ  ,ازاينگونه سياسيوني که ما ديديم ومي شناسيم , بعيد است. به قول معروف آزموده را آزمودن خطاست.

 گروه سوم: چپاولگران سرمايه هاي ملي: اين گروه هم با هدف وهم با اجراي آن در هرزمان و توسط هر دولتي مخالفت کرده ومي کنند . اينها درهرصورت و به هر شکلي مخالفند, شايد بتوان آنها راهم در زمره گروه چهارم به حساب آورد ولي به دليل  آنکه نگرش اينها غالباً مادي واقتصادي  است ونسبت به موضوع ,نگرش سياسي ندارند. لذاآنها را بعنوان يک گروه مستقل بيان کرده ايم . اينها دردهه هاوسنوات گذشته با استفاده از منابع ارزان انرژي ونابسامانيهاي گمرکي ورخنه هاي سيستم اقتصادي که هنوز موجود است و اين طرح تحول اقتصادي عمدتاً اصلاح اين کاستي ها رانشانه گرفته است و همچنين  ساير کاستيهاي  اقتصادي داخل کشور, به جمع آوري واندوختن سرمايه از راه هاي مختلف مشغول بوده اند و لذا اکنون که طرح تحول اقتصادي با رويکردي عالمانه قصد بستن رخنه هاي موجود دردژهاي اقتصادي کشور رادارد اينها نگران منافع نامشروع خود هستند که به خط افتاده و درشرف نابودي است . لذا با استفاده ازمنابع ونفوذ وسرمايه هائي که دارند  به طرق مختلف وبا لابي کردن با خيلي هاي ديگر, سروصدا راه انداخته واينها هم از واژه ها واصطلاحات مناسب براي مخالفت خود بهره ميگيرند ولي سروصداي اينهادرواقع ناله وزوزه ايست که گرگها به دليل از دست دادن شکارخودسرمي دهند واينها ره بجائي نخواهند برد.

 گروه چهارم :دشمنان خارجي و عوامل داخلي آنها : چه جالب  است اشک تمساحي که شکار خود رابلعيده  و چه ساده لوحانه ومسخره است, اگر کسي باور کند اين اشک از سر دلسوزي وترحم تمساح است ,براي شکاري که بلعيده است و نه از روي درد وارده بر جهاز هاضمه اش.   بديهي است هيچ آدم عاقلي در داخل کشور ايران باورنمي کند دولت هاي چپاولگري را که ما ديروز  از در بيرون رانديم وآنها امروزسعي زيادي کرده و ميکنند وبنا دارند از پنجره ها وارد شوند, اينها براي ما حرفي وسخني از روي دلسوزي بگويند ودر تحليلهاي خود به نفع مردم وپيشرفت کشور ماسخني بگويند. روشن است اينها در رسانه هاي مختلف ديداري وشنيداري  که دارند  به تحليل مي پردازند ويک عده آدم ساده انديش هم سخنان آنها راباور مي کنند وبر مبني همين تحليلهاي دشمن سخن مي گويند. اينها که با استناد به تحليلهاي به ظاهر عالمانه ولي درواقع مغرضانه وبي پايه دشمنان سخن مي گويند همان مزدوران بي جيره ديگرانند. البته عده اي  از اينها هم هزينه کنندگان بودجه هاي مصوب چند صد ميلون دلاري کاخ سفيد! هستند. به عبارتي ديگرعوامل نفوذي يا همان ستون پنجم دشمن , ياهمان ( ماموران براندازي نرم ) هستند. آيا براي براندازي نرمي که آمريکا در سر مي پروراند , راهي بهتر از  گسترش مشکلات اقتصادي مردم وجود دارد؟ اکنون که اين دولت بنا دارد با حل ريشه اي مشکلات اقتصادي راه نفوذ دشمن را مسدود کندلذا آنها نيز به اهميت  موضوع واقفند وبا بسيج نمودن ماموران داخلي خود سعي درارائه تحليل هاي غلط و منصرف کردن مسئولين و دلسرد کردن خواص نسبت به اين طرح تحول اقتصادي را دارند.

نتيجه :  با اين اوصاف بهتر است همه دست اندرکاران وخصوصاً زعما وخواص قوم اعم از چپ وراست وغيره , دست به دست هم بدهند وبا اغماض از اختلافات سياسي و نگرشهاي حزبي وگروهي در جهت تصويب ونهائي کردن اين طرح موانع موجود را از پيش روي بردارند؛  بطور خلاصه بايد گفت که امروزه, معلق ومعوق گذاشتن  اجراي اينگونه طرح هاي مهم  که براي کشورحکم آب حيات را دارامي باشد, از زهر هلاهل هم خطرناک تر است .درحال حاضر,قانوني شدن و اجراي کردن اين طرح تحول که داراي هفت زير مجموعه بسيار مهم مي باشد. بايستي به صورت جامع وکامل توسط مجلس تصويب وهمه آن زير مجموعه ها در زمان مقتضي توسط دولت  به مورد اجرا گذاشته شودتا آنگاه شاهد شکوفائي بيش از پيش  کشور باشيم . واين آرزوي چندين ده ساله عالمان به دردهاي اقتصادي اين کشور که از سالهاي دور همواره در محيطهاي سياسي,علمي ,دانشگاهي و اقتصادي اجتماعي کشور مطرح بوده است را جامه عمل بپوشانيم , باشد که با عملي شدن اين آرزوي ديرينه , شاهد ريشه کن شدن چپاول منابع کشور توسط عده اي خاص وهمچنين ناظر ازميان رفتن تبعيض هاي ناروا و توسعه عدالت اجتماعي در ميان آحاد طبقات اجتماعي و خصوصاً محرومان جامعه باشيم , که به قول معروف رضايت خدا را ازطريق رضايت بندگان محروم ومستضعف او بايدکسب کرد . انشاا. . . 


صفحه اصلی